درباره وبلاگ

ما لحظات را سپري كرديم تا به خوشبختي برسيم دريغ كه خوشبختي لحظاتي بود كه سپري كرديم
منوی اصلی
نوشته های پیشین
عاشقان روزگار
آمار وبلاگ
طراح قالب
کلبه درویشی

زندگی ۳ چیز بیشتر نیست :
۱. به اجبار به دنیا آمدن .
۲. با غم زیستن .
۳. با آرزو مردن

روزي مرگ از زندگي سوال کرد چرا همه از من گريزانند و تو را دوست دارند زندگي در جواب گفت زيرا تو يک حقيقتي ومن يک دروغ

از بهار پرسیدم عشق یعنی چه ؟ گفت تازه شگفته ام هنوز نمي دانم ...
از تابستان پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت در گرمایش غرق شده ام نمی دانم ...
از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه ؟ گفت هزار رنگ است و خزان نمی دانم ...
از زمستان پرسیدم عشق یعنی جه ؟ گفت سرد است و بی روح نمی دانم...
از مادرم پرسیدم عشق یعنی چه ؟ گفت یعنی تو ...
از پدرم پرسیدم عشق یعنی چه ؟ گفت یعنی هر که در خانه یمان است ....
از برادرم پرسیدم عشق یعنی چه ؟ گفت هنوز به ان نرسیده ام ....
اخر
از خود پرسیدم عشق یعنی چه ؟ ناگهان جرقه ایی در ذهنم به وجود امد و گفتم یعنی مهر بی پایان به
خالق هستی...

| موش | گاو | ببر | گربه | اژدها | مار | اسب | بز | ميمون | خروس | سگ | خوك |
| 1291 | 1292 | 1293 | 1294 | 1295 | 1296 | 1297 | 1298 | 1299 | 1300 | 1301 | 1302 |
| 1303 | 1304 | 1305 | 1306 | 1307 | 1308 | 1309 | 1310 | 1311 | 1312 | 1313 | 1314 |
| 1315 | 1316 | 1317 | 1318 | 1319 | 1320 | 1321 | 1322 | 1323 | 1324 | 1325 | 1326 |
| 1327 | 1328 | 1329 | 1330 | 1331 | 1332 | 1333 | 1334 | 1335 | 1336 | 1337 | 1338 |
| 1339 | 1340 | 1341 | 1342 | 1343 | 1344 | 1345 | 1346 | 1347 | 1348 | 1349 | 1350 |
| 1351 | 1352 | 1353 | 1354 | 1355 | 1356 | 1357 | 1358 | 1359 | 1360 | 1361 | 1362 |
| 1363 | 1364 | 1365 | 1366 | 1367 | 1368 | 1369 | 1370 | 1371 | 1372 | 1373 | 1374 |
| 1375 | 1376 | 1377 | 1378 | 1379 | 1380 | 1381 | 1382 | 1383 | 1384 | 1385 | 1386 |

![]()
نظر یادت نره![]()
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم .ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم![]()




ای کاش می توانستم ابر باشم تا سایه بانی از محبت برویت می گسترانیدم
ای کاش می توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابری می شد باریدن می گرفت
ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت بنشینم و غنچه بسته لبانت را بگشایم
ای کاش می توانستم یک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دست ها در کنار تو پرواز می كردم
و ای کاش سایه بودم تا نزدیک ترین کس به تو می شدم
آری ای کاش عاطفه اي ميبودم و براي احساس تو، از

http://www.tenpass.com/
http://www.squidsurf.com/
http://www.hideurip.com/
http://www.xs2myspace.com/
http://www.proxiezone.com/
http://prx.myblog.ir/
http://www.ninjashield.com/
http://www.less-goo.com/
http://www.palsys.ca/proxy/
http://www.bebobrowse.com/
http://www.surfsneak.com
http://www.palsys.ca/proxy/
http://www.rmfproxy.com/
http://www.beboopener.com/
http://www.monkeyproxy.net/
http://www.chuckun.co.uk/proxy/
http://www.beboopener.com/
http://www.proxtour.com/
http://www.prox.persianhackers.com/
http://www.hided.proxers.com/cgiproxy/nph-proxy.pl CGI
http://www.sarnen.net/cgiproxy/nph-proxy.pl CGI
http://www.vistaqanda.com/main/index.cgi CGI
http://www.hideurip.com/nph-proxy.pl CGI
http://www.s1on1.com/main/index.cgi CGI














دلم کسي را مي خواهد که دوستم داشته باشد ... شانه هايش را براي گريستن وسينه اش را براي نهادن سرم و چشمانش را براي خالي نمودن غم هايم مي خواهم . دلم کسي را مي خواهد که مرا با هرانچه هستم دوست بدارد . با تمام خوبي ها و بدي هايم . با تمام مهرباني ها و نا مهرباني هايم . دلم کسي را مي خواهد که افتاب مهر را به قلب خسته ام هديه دهد![]()

نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهميدم فقط نگاهم ميکرد..![]()

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد .

چنان غرق نگاهت شدم که هیچ غریق نجاتی کار از پیش نبرد
.





















به نام خداوندی که نام او راحت روح است
سلامی به گرمی عشق چه کنم دوستت دارم شوخی که نیست حرف یک عمر در به دری است صحبت کلی اوارگی است شکایتی نیست اسم شکایت که در عشق بیاید باید فا تحه ی این حکایت را خواند
تو مانند ریاضیاتی که عشق من هرگز نمیتواند زیر رادیکالهایت جای بگیرد چرا که تو نمی خواهی مجذور محبتت را به خاطر فرجه عشق من به خطر بیندازی
باور کن از این جا تا کهکشان راهی نمانده فقط کافیست تا گامی به طرف مهربانی برداری نگاه کن از کهکشان تا ستاره راهی نمانده فقط کافی است شقا یق تنهائی را به رازقی امید پیوند بزنی ان وقت قاصدکها تو را با خود به عرش میبرند به ان جا که شهر عشق و عاشقی است
نامت را در لوح دل حک کرده و بهترین تو شه های مهربانی را به تو تقدیم میکنم تویی که نشانی از انسانیت و مهربانی و خوبی در سیمای زیبایت می درخشد تویی که در تارو پود وجودم ریشه دوانده ای و قلبم را مملو از شور و نشاط و شادی کرده ای پس بدان تا ابد دوستت خواهم داشت
چو ابشار می افتم از بالا چون خواره میروم بالا مثل موج سر به ساحل سنگی می کوبم در وسط جنگل به ارامی راه میروم مانند رود در تنگی کوچک خود را اسیر میکنم اگر روزی چشمانت را در چشمانم خیره کنی می بارم از ابرها در هر کجا که بگوئی تنها اگر یک کلمه ‘ یک کلمه اری بر زبان تو جاری شود

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنم
دوستت دارم
رسم وفا ای بی وفا از غم نیاموزی چرا
غم با همه بی گانگی هر شب به ما سر میزند

دوست دارم اسمان ابی را
چرا که چشمان یارم ابیست
چشمان او مرا به دریای غم انداخت

وقتی تو را دیدم دنیا برام هوای دیگری داشت
وقتی با تو حرف زدم دنیا برایم روشن شد
وقتی از تو جدا شدم دنیا برایم تاریک شد

بوسه مگر چیست ؟ فشار دو لب
این که گنه نیست چه روز و چه شب

عشق یعنی جان سپردن در جنون
عشق یعنیر دل دیوانه خون
عشق یعنی چشم عشق وعاشقی

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد

تنهايم نگذار تا از تاريکي نترسم دستم را بگير تا از آتش بگذريم و آنان که سوختند همه تنها بودند پس تو تنهايم مگذار 

اگر ماه بودم به هر جا که بودم سراغ ترا از خدا مي گرفتم
وگر سنگ بودم به هر جا که بودم سر رهگذار تو جا مي گرفتم ا
گر ماه بودي به صد ناز شايد شبي بر لب بام من مي نشستي
وگر سنگ بودي به هر جا که بودي مرا مي شکستي ، مرا مي شکستي

اگرقرارباشد من هم مثل ژول ورن دوردنيارادرهشتادروز بچرخم،ترجيح ميدهم دورتوبچرخم،چون تودنياي مني

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه ...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده
اتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها ابم کنی
رفتی از پیشم که دوراز چشم تو تا نیمه شب
با نوای لالای گریه ها خوابم کنی

هنوز که هنوزاست کرکسها از میان لاشه های شعرهایم سود می جویند
ولی من هنوز لالاهای مادر را بر سر انگشتانم پیانو میزنم

عشق فقط از جایی شروع میشود که دیگر هیچ انتظاری برای گرفتن هیچ چیز وجود نداشته باشد

کاش میشد عشق را تفصیر کرد
قطره های اشک را تبخیر کرد
کاش میشد با تو بود و جان گرفت
در کنار تو روح و ایمان گرفت
کاش میشد زندگی رویا شود
توی چشمانت خدا پیدا شود
کاش میشد در خزان چون یک بهار
با صدای خنده ات زیبا شود
کاش میشد بی تو نباشم یک دمی

در ان که بمیرم در ارزوی تو باشم
بدین امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سرز خاک براورم
به گفتوگوی تو خیزم به جستوجوی توباشم

گفتم چشمم گفت براهش میدار
گفتم جگرم گفت براهش میدار
گفتم که دلم گرفت چه داری در دل

اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایش
اگر حرفی زنم از عشق تویی معنا و مفهومش
اگر خنجر کشی سویم زسویت رو بر نگردانم
که من دیوانه عشقم زخنجر بوسه بردارم![]()
دوست دارم پرنده را نه در قفس
دوست دارم بوسه را نه از روی هوس
دوست دارم اخرین دلیلم باشی![]()
همه جهان گشتم و عاشق نشدم
تو چه کردی که تو را دیدم و دیوانه شدم![]()
فرق است میان من و پروانه در سوختن
پروانه پرش سوخت و من جگرم سوخت![]()
عشق شاه کلیدی است که دروازه های زندگی را به سوی انسان باز میکند![]()
در دایره قسمت ما نقطه پرگاری
حکم ان چه تو فرمائی لطف ان چه تو بنمائی![]()

پرسيد: به خاطر كي زنده هستي؟
با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس.
پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟
با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز.
ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟
در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است...

|
|